فهم زبان و بدتر از آن ترجمه زبان نيازمند اشنايي با مفهومي است كه زبان و ترجمه با آن سرو كار دارد. كانت در سده 18 سخن از مطالبي گفته است كه حتا امروز هم براي ما فهم ان دشوار است. كانت باآنكه متخصص تاريخ نبود مفهوم تاريخ در فلسفه را به درستي فهميده بود اما چگونه؟
كانت در دوران پس از فهم ديني زيست مي كرد اما دوران عقل گرايي در زمانه او رونق بالايي داشت. در دوران عقل گرايي مفهوم اخلاق با مفهوم آن در دوران رونق ديني تفاوتهاي بسياري كرده بود. در دوران ديني كاركرد اخلاق نظري و هپروتي بود. اما در دوران عقل گرايي ان جنبه هايي از اخلاق كه به قانون و معيار قابل سنجش تبديل شده بود قابل پذيرش بود در حاليكه در دوران ديني اخلاقي موضوعي نظري بود. كانت در مقالات خود به دو پرسش مهم در پيرامون اين دو نوع اخلاق مي پردازد.
يك اينكه دين در اخلاق به دنبال چيست؟ و دو اينكه سرانجام اخلاق عملي و نظري چيست؟ ايا آنهادر نقطه اي به جايي مي رسند؟
در مقوله يك كانت مي گويد دين به دنبال تحول اخلاقي بشر بودآن هم اخلاق نظري. كانت اين موضوع را رد مي كند كه دين توانايي ايجاد قانون؛ برقراري عدالت و..رادارد. دليل كانت براي اين پاسخ دراين نهفته است كه محدوده اثر دين اخلاق نظري است نه اخلاق عملي
برچسب:
نویسنده: هستی شریفی