
برداشت صفر كوچه هاي تهران؛ اهواز؛ تبريز؛ مشهد و يزد و اصفهان پر از جوان هايي بود كه نفرت از شاه و دربار و عشق به خميني و شريعتي وجودشان را اتش مي زد. هر نواري كه از نجف مي آمد شور نويي به خونشان مي دواند. هر حادثه اي نفرت و عزم جديدي در وجودشان شعله ور مي كرد. انها آتش گرفته بودند؛ گر گرفته بودند. مثل لاستيكي بودند كه تا طولاني ترين دامنه كو ه ها مي توانستند چرخ بزنند و آتش بگيرند برداشت يكم فيلم هاي ازاد سازي خرمشهر را مي ديدم. نقشه خواني باقري؛ شناسايي حسين همداني؛ نامه شمعخاني؛ سرك كشيدن هاي محسن رضايي....چه جوان هايي ..چه شوري..واقعا اگر آن روز ها اين هيجانات و شورها نبود چه بلايي سر خرمش...
ادامه مطلب