خرید بک لینک

زيارت عاشورا در دو ماه محرم و صفر كه يكي به خطا در بين عوام شيعيان ماه حرام شمرده مي شود؛ بسيار خوانده مي شود. وانگهي چله خواني هاي اين زيارتنامه نيز بسيار است. در كنار مولفه هاي تاريخي؛ عقيده اي؛ عاطفي ؛ سياسي و محتوايي كه هر كدام مجالي فراخ مي طلبد اما آنچه كه بيشتر بايد مورد توجه قرار گيرد جنبه كاربردي و كاركردي اين زيارتنامه خواني است. امروزه خواندن عمومي اين زيارتنامه در دو ماه حرمت دار محرم و صفر؛ چله خواني هاي مدام و برنامه هاي هفتگي مساجد شيعيان سه برنامه مستمر مرتبط با اين زيارتنامه است.

در خصوص بخش ها و مولفه هاي غير كاركردي اين زيارتنامه سخن خواهيم گفت اما جنبه حاجت روايي؛ زلال سازي قلب و عادت سازي خواندن اين زيارتنامه رسم و رسوم عجيبي است كه در بين مردمان شيعه رواج يافته است. اين قسمت كاركردي چنان رواج يافته است كه كمتر كسي به محتواي و رسوم خواندن جنبي اين زيارتنامه توجه مي كند. صد مرتبه لعن كردن؛ نيت صد مرتبه لعن كردن؛ سجده انتهايي زيارتنامه؛ نماز مستحبي كه عموما بعد از طلوع خورشيد كه به نظر مي آيد عمدا در تضاد با عقايد اهل سنت خوانده مي شود؛ روي زانو نشستن؛ رمزي نام بردن ا ز امام مهدي و...از اداب عجيب اين زيارتنامه خاص است. در زيارتنامه هايي مانند زيارت جامعه و دعاهاي زيبايي مانند دعاي كميل؛ جوشن كبير؛ ابوحمزه ثمالي و..معاني دقيق . نظم و هارموني يافت مي شود كه ابدا در زيارت عاشورا يافت نمي شود. علاوه بر ان نسخ مختلف و برداشتهاي مختلف از اين زيارت نامه قدري گيج كننده است. در پس پرده اين زيارتنامه به نظر مي رسد تاكيد بر دو فرع تولي و تبري مورد عقيده شيعيان نهفته باشد ولي منظورهاي رمزي اين زيارتنامه مثلا در لعنهايي كه به گفته عوام بر خلفاي پيش از علي و معاويه و يزيد است ولي بنابر نظر شيخ طوسي بر عليه قابيل و قيدار و كشنده يحيي و ابن ملجم است كه به نظر دومي ساختگي و بي معناست. از سويي شخص عالم معاصري مانند علامه عسگري لعن هاي اين زيارتنامه را غير واقعي مي داند و آدمي مانند غزالي در احياي علوم دين و كيمياي سعادت كه منبع فقهي عالم شيعي مانند محدث كاشاني ( نويسنده كتاب محجة ابيضاة با بازنويسي احيا علوم دين) است ؛ لعن را امري غير اخلاقي مي داند.

آرزو براي در ركاب امام غايب بودن به جهت نابود سازي و گرفتن انتقام از قاتلين و لعن شوندگان ذكر شده در زيارت عاشورا؛ هم از بحث هاي داراي تحليل متنوع اين زيارتنامه است.

خلاصه بحث اينكه پس از جنبه هاي كاركردي اين زيارتنامه كه غلو آميز و گاهي داستانسرايي است؛ جنبه محتوايي تولي و تبري ان به نوعي بحث برانگيز است.

واقعيت اين است كه زيارتنامه خواني نوعي رسم و رسوم حزن انگيز همراه با خشم و نفرت از حاكمان جبار عباسي و اموي است كه در زمانه تاريخي خود نوعي تخليه غم و خشم شيعيان بدون پناه و دستاويزي بوده است كه در كنار قبور متروك و مخروب امامان و امامزاده ها همراه با مرثيه سرايي و سوز و گداز بوده و كاركرد اجتماعي و تاريخي خود را داشته است. اين قبيل رسم و رسوم طبيعي و منطبق با زمانه خود بوده است. چنانكه سوگنامه خواني سياوش و ضحاك كشان و جشن گرفتن نوروز و سيامك خواني و.. در بين مردمان همه ملل رايج و ممدوح بوده است. اما نكته اصلي در اينجاست ؛ از زماني كه طبقه روحانيت شيعه به مرور در بين شيعيان ايراني نسق مي گيرند اين قبيل مراسم ها تقدس و بال و پر مي گيرند و سال به سال مفصل تر و فلسفي تر و به ظاهر عميق تر مي شود. روحانيت ناچار است براي توجيه جنبه هاي مختلف اين رونق روز افزون به دليل و مدرك و حديث و غيره متوسل شود ولي آسيب خرافي شدن زيارتنامه اي كه در طول تاريخ منتصب به امام پنجم است و نسخ مختلف آن با تفسيرها و منظورهاي مختلف و سبك و سياق خواندن متنوعي دارد در مرور زمان با ظهور و بازار گرمي مداحان كم مايه و عموما بي سواد به رسمي مبتذل و خرافه و بدعت دار بدل شود. چگونه ممكن است نظرات شيخ طوسي و غزالي و علامه عسگري و.. كم مايه تر و سست سند تر از مداحان درباري و روحانيون پر تمطراق بازار گرمكن باشند؟

+ نوشته شده در ساعت &nbsp توسط مهدي موسي وند |

برچسب: نویسنده: هستی شریفی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 9:13

صفحه بندی