در زمانه ما قدرتهاي 1ي اداره جامعه مانند اخلاق؛ ايمان؛ شهود و عرفان جاي خود را با قانون؛ علم؛ منفعت و انسان گرايي جابجا كرده اند. اين جابجايي دلايل زيادي دارد سرمايه داري و صنعتي شدن نياز داشته است كه نگاه انسان به بدن خود؛ زن؛ طبيعت؛ جهان پس از مرگ؛ عاطفه؛ اخلاق و...عوض شود. اگر اين تغيير نبود جامعه صنعتي منفعتي كه ناشي علم گرايي؛ بي رحمي و نفي كنندگي بود را حاصل نمي كرد.
از طرفي ناكارمدي و ستم و جهلي كه صاحبان و اربابان اخلاق؛ ايمان؛ شهود و عرفان كه همانا روحانيون اديان باشند ؛ داشتند انها را به تدريج در جوامع سنتي پس زده است. اخيرا مقاله زير را در يكي سايتهاي اصول گرا ديدم كه در بخش اصلي آن فتواي امام صادق و ابوحنيفه را خواندني يافتم.
https://www.bultaews.com/fa/news/779659/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B9-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%AA
يكي از ايرادات اين است كه وقتي سير تاريخي افزوده شدن اركاني مانند قياس؛ استحسان ؛ اجماع و عقل به اركان اصلي فقه و علوم اصلي (قران و سنت) دقيق مطالعه نمي شود ما با اين مساله روبرو مي شويم كه واقعا در داستان فوق كدام فتوا درست و از مقايسه داستان اجاره اسب علما و قضات شيعه چگونه در داستان خسارت وارد كردن مستاجر به خانه اجاره اي داوري مي كنند.
من درباره داستان و مطالب نوشته شده در مقاله سايت داوري نمي كنم ولي معتقدم خامي و ناداني روحانيون عصر ما با نوشتن چنين مطالبي همه ذرات مباني سنتي (اخلاق؛ ايمان؛ شهود و عرفان) را از بين خواهد برد. امروز با سيستم اداره جامعه بخصوص در قوه قضاِييه طرف هستيم كه دقيقا با اين مباني گمارده و اداره مي شوند.
برچسب:
نویسنده: هستی شریفی